خرید بک لینک

درباره سایت

"...دلخوشی"

امکانات وب

یِه دُنیا خودخوری کردَم که شـایَد
سَلامَت رَد کُنَم سی سالِگیم رو
بِه قَــلبَم قـــول دادَم که اِمــسال
دیگـه یــادَم نَــــرِه سَرزِندگیــــمو!

"میرمجتبی بی دوا"

پ.ن: تولدم مبارک...
پ.ن2: "چِقَد قُدرَت میخواست سی ساله بودَن!"
پ.ن3: اولین جشن تولد زندگی، به وقت سی سالگی تمام!
پ.ن4: به عنوان پیام آخر: "خدا گر ز حکمت ببندد دری، بگذریم...!"

برچسب: نویسنده: هلیا محمدی تاريخ: يکشنبه 25 ارديبهشت 1401 ساعت: 22:00

چند وقت پیش داشتم فکر میکردم که اگه زمان برمیگشت عقب، بازم با هم میرفتیم یا نه؟
یکم فکر کردم...
آره! بازم میرفتیم! با وجود تموم عذابی که کشیدیم!

اون مثل یه استفراغ لازم بود، تا واسه همیشه از طعمِ چیپسِ سرکه نمکی بدم بیاد!

من...
صد بار برگردم عقب...
باز انتخابت میکنم.

برچسب: نویسنده: هلیا محمدی تاريخ: يکشنبه 25 ارديبهشت 1401 ساعت: 22:00

مرا "نوح" بنامید که شما را در کشتی خود پناه داد!
مرا "ابراهیم" بنامید که رسالت من، آتش را به گلستان بدل ساختن است!
مرا "موسی" بنامید که میان سپاه فرعون و رود نیل برایتان معجزه به پا کرد!
مرا "یوسف" بنامید که اگر برادر داشت کجا توی چاه می افتاد؟؟؟
و مرا "محمد" بنامید که دین و دنیا را بر شما تمام کرد!

ولی در خانه
در عمق تنهایی خود
بنویسید "مجتبی"
بخوانید "ایوب" ...
...
. . .
 

برچسب: نویسنده: هلیا محمدی تاريخ: يکشنبه 25 ارديبهشت 1401 ساعت: 22:00

صفحه بندی